==================
https://s33.picofile.com/file/8483575134/shahid_jaafar_z.jpg
==================
سردار شهید ابراهیم جعفرزاده درکنار سردار شهید حاج قاسم سلیمانی
و دیگر فرماندهان سپاه در دوران دفاع مقدس
رزمندهای که “سرسفره هفت سین” دعایش به اجابت رسید...
ابتدا آرزو دارم هنگام سال نو امضای خدا پای آرزوهاتون باشه
در منطقه عملیاتی بیت المقدس ۲ داخل سنگر سرسفره هفت سینی که بچهها تدارک دیده بودند نشسته بودیم و در حال خواندن دعای تحویل سال ۱۳۶۷ بودیم…
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
یک لحظه خاطرات سالهای قبل که در کنار خانوادهام بودم تمام وجودم را فرا گرفت...
اون لحظه هر کس یک حالی داشت !
که قابل توصیف کردن آن نیست...
یکی از رزمندههای خوش ذوق سکوت سنگر را شکست و گفت: روایت است که در این لحظه هر خواستهای که دارید از خدا بخواهید به اجابت میرسد .
مدتی بود خبری از خانواده نداشتم
این آرزو را به زبان آوردم ! دقایقی از تحویل سال نگذشته بود که سردار شهید حاج اکبر آقابابایی وارد سنگر شد و سراغم را گرفت و یک برگه تلگراف از جیبش در آورد و همراه با یک جعبه شیرینی به من داد.
در این تلگراف خبر سلامتی خانوادهام و همچنین یکی از بهترین خبرهای زندگیام که تولد فرزندم بود و در تاریخ ۱۳۶۶٫۱۲٫۶ به دنیا آمده بود ذکر شده بود.خیلی خوشحال شدم.
خوشحالی من بقدری شوق انگیز بود که همهی دوستان همسنگرم هم به وجد آورده بود.
۴۵ روز پس از تولد فرزندم به یزد آمدم و حمید را در آغوش گرفتم .
«راوی: غلامرضا زارع زردینی»